تبليغاتX
مسافر

جمعه چهارم دی 1388

ایام سوگواری محرم را به تمامی ارادتمندان و پیروان راستین امام حسین(ع) تسلیت و تعزیت عرض می کنم.

پاینده باشید

نوشته شده توسط علی بلاش آبادی در 8:19 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه هفدهم آذر 1388

مطالب به هم ریخته ای که فقط فعلا اینجاست!

اکرامی، محمود(1383).مردم شناسی تبلیغات، مشهد: ایوار

صص 198-197 :

متقاعدسازی(اقناع)

متقاعدسازی که نوعی ارتباط محسوب می شود، فرایند پیچیده ای است که برای تاثیرگذاری بر مخاطبان، با اهداف تغییر در اعتقادات، ارزش ها یا نگرش ها انجام می گیرد.

وجود هدفی مشخص از سوی متقاعدکننده، تلاش برای رسیدن به آن هدف، وجود میزانی از آزادی (آزادی اراده، آزادی انتخاب، آزادی عمل)  از سوی متقاعدشونده، و تاثیرگذاری از طریق ارتباط کلامی، چهار ویژگی " متقاعدسازی" است.

صص 198 : به هر حال متقاعد کردن دیگران یا اقناع، یکی از شیوه هایی است که در تبلیغات دینی، تجاری و سیاسی کاربرد فراوانی داشته و دارد. ارسطو از نخستین کسانی است که در آثار کلاسیک خود، که راجع به فن خطابه بوده، اقناع و متقاعدسازی را تجزیه و تحلیل نموده و راجع به آن مطالب ارزشمندی دارد.

 

 

از هالووی، ایمی و استفانی ویلر(1385). روش های تحقیق کیفی در پرستاری( حیدرعلی عابدی و دیگران، مترجم). تهران: نشر بشری.

ص 99: واحدهای نمونه، برای هدف ویژه ای براساس تصمیم محقق انتخاب می شوند، بنابراین اصطلاح نمونه گیری "هدفدار" یا "هدفمند" برای آن به کار می رود. اصطلاح"معیارمحور" برای این نوع از نمونه گیری بهتر از اصطلاح "هدفدار"  است؛ زیرا بیشتر راهبردهای نمونه گیری، حتی نمونه گیری تصادفی، عمیقا هدفداراست. به هر حال هدفمندی، اصطلاحی است که توسط بیشتر محققان کیفی استفاده می شود. محققان باید دو سوال بپرسند: چه چیزی را نمونه گیری می کنند و چگونه نمونه گیری می کنند.

Purposeful هدفمند

Criterion-based معیارمحور

 

 

 

 

 

ص 153 از كتاب بيابانگرد، اسماعيل(1386). روش هاي تحقيق در روان شناسي و علوم تربيتي (ج2). تهران: دوران.

"نوع داده مورد استفاده در تحليل گفتمان، به رويكردي كه محقق در پيش گرفته، موضوع تحقيق و نوع سوالاتي كه محقق از طريق تجزيه وتحليل داده ها درصدد يافتن پاسخ براي آنهاست، بستگي دارد؛ كه البته همه اينها، ارتباط تنگاتنگي با هم دارند".

 

 

 

 

 

 

 

کوبلی، پل(1387). نظریه های ارتباطات: مفاهیم انتقادی در مطالعات فرهنگی و رسانه. ( شاهو صبار، مترجم). تهران: پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی. ج1

 

کوبلی، پل(1387). نظریه های ارتباطات: مفاهیم انتقادی در مطالعات فرهنگی و رسانه. ( هادی خوشنویس، مترجم). تهران: پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی. ج2

 

کوبلی، پل(1387). نظریه های ارتباطات: مفاهیم انتقادی در مطالعات فرهنگی و رسانه. ( احسان شاقاسمی، مترجم). تهران: پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی. ج3

 

کوبلی، پل(1387). نظریه های ارتباطات: مفاهیم انتقادی در مطالعات فرهنگی و رسانه. ( گودرز میرانی، مترجم). تهران: پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی. ج4

 

 

 

 

 

 

 

کوبلی، پل(1387). نظریه های ارتباطات: مفاهیم انتقادی در مطالعات فرهنگی و رسانه. ( هادی خوشنویس، مترجم). تهران: پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی. ج2

 

کاربردشناسی؛ به مثابه ابزاري براي تسهيل در فهم متن

 

مدل رمزگانی  و مدل استنباطی ارتباطات( معادل انگليسي اين دو را بياورم).

صص: 356-355

هدف اصلي نظريه کاربردشناسی، تشريح عواملي به غير از معناي جملات است كه تفسير جملات را متاثر مي كند.

... فهم يك پاره گفتار، دربرگيرنده چيزي بيش از دانستن صرف معناي جمله بيان شده است{اما}تقریبا تا بیست سال پیش، تصور بر این بود که تنها یک راه برای پرداختن به کاربردشناسی وجود دارد. فرض عمومی بر این بود که ارتباطات به طورکلی، و ارتباط کلامی به صورت خاص، به وسیله رمزگذاری و رمزگشایی پیام ها حاصل می شود. ... کسی که ارتباط برقرار می کند، هنگام تصمیم گیری برای ارسال یک پیام خاص، علامت مرتبط با پیام را به وسیله یک رمز منتقل می کند؛ شنونده هنگام دریافت علامت، پیام مرتبط با آن را به وسیله رمز بازیابی می کند. ...

ص: 357: مهم ترین مشکل مدل رمزگانی، درک آن چیزی است که ارتباطات برای دست یافتن به آن طراحی شده است. در مدل رمزگانی، تفکرات گوینده که در یک پاره گفتار رمزگذاری شده اند، باید در شنونده با یک فرایند رمزگشایی{ به همان صورت} تکرار شوند. ... {؛} هرچند سطحی ترین بررسی گفت و گوی معمولی هم مشخص می کند که چنین بازتولیدی در مورد معنای ضمنی، تفسیر معنای مجازی و اثرات سبکی به ندرت مطلوب است و به دست می آید. ... وجود ابهامات در تفسیر، از نارسایی بنیادینی در مدل رمزگانی ارتباطات حکایت دارد.

 

ص: 358: مشخص است که تفسیر گفتار به شدت وابسته به بافت است؛ در حالی که توفیقات مدل رمزگانی عموما به واسطه پرداختن به گفتارهایی حاصل شده که در آنها نقش بافت، یا خیلی کم یا به راحتی قابل شرح است.

برای تکمیل این مدل یا در واقع ارائه مدل کامل تر، باید به جنبه استنباطی ارتباط هم نگاه کنیم:

ص 360 : از این جنبه- یک جنبه استنباطی-، ارتباط، نه به واسطه کدگذاری و کدگشایی پیام ها، بلکه به واسطه فراهم کردن شواهدی برای یک فرضیه مطلوب در مورد نیات فرد ارتباط گیرنده میسر شده است.

ارتباط ، زمانی موفق است که مخاطب، شواهد را در امتداد خطوط موردنظر تفسیر کند.

Inferential  استنباطی

 

ص 361 : براساس مدل استنباطی، تفسیر پاره گفتارها، مانند تفسیرشواهد به طور عام، همواره در معرض خطر { تفسیرهای متفاوت} است. ... در مقابل، زمانی  که روندهای رمزگشایی به درستی بر علامتی که مخدوش نشود اعمال می شوند، نه تنها بازیابی تفسیر، بلکه بازیابی درست؛ یعنی تفسیر مطلوب را نیز تضمین می کنند.

 

البته براي ارتقاي يك نظريه استنباطی، " گرايس به اين مطلب اشاره داشت كه گويندگان تلاش مي كنند در رفتار ارتباطي خود، برخي معيارهاي خاص را لحاظ كنند و شنوندگان از اين معيارها در ارزيابي فرضيات جايگزين در مورد نيات ارتباطي گوينده استفاده مي كنند. او اين معيارها را به عنوان اصل همكاري و قواعد گفت و گوي معطوف به گوينده شرح مي دهد. ... اگر گويندگان، اصل همكاري و قواعد را مدنظر داشته باشند و شنوندگان نيز چنين انتظاري از آنها داشته باشند، آن گاه هرگونه تفسير ناسازگار با آنها را مي توان رد كرد" (صص 363-362 ). گرايسGrice

همكاريCo-operative

 

از طرفي به اين نكته هم بايد توجه داشت كه " انسان ها به برخي پديده ها توجه مي كنند و به برخي ديگر نه؛ آنها اين پديده ها را به برخي صورت ها بازنمايي مي كنند و به صورت هاي ديگر نه؛ آنها اين بازنمايي ها را در يك بافت پردازش مي كنند و در بافتي ديگر نه". (ص 364)

 

نقل قول غير مستقيم از صص 365-364: اما اينكه آنها به كدام يك از همه بازنمايي هاي ممكن توجه نشان مي دهند و آن را به عنوان معناي پيامي كه دريافت كرده اند، درك مي كنند، بيش از هر چيز به ميل انسان نسبت به "مرتبط ترين بازنمايي ممكن" مربوط مي شود؛ كه خود اين هم، به مرتبط ترين بافت موجود بازمي گردد. اين ايده ساده كه اطلاعات مبادله شده، با "ضمانتي از مرتبط بودن" همراه است، به خودي خود براي تدوين نظريه اي كاربردي و تبييني كافي است؛ ولي "مرتبط بودن" چيست؟ اطلاعات دريافت شده، در صورتي براي ما، مرتبط و در نتيجه با "معنا" است كه به طريقي مشخص، با فرضيات موجود ما در مورد جهان، تعامل داشته باشد.

 

ص 374 : {همچنين} گوينده به صورت تلويحي، هر مفروضي را كه بايد به تفسير يك پاره گفتار افزوده شود تا آن را مطابق اصل همكاري و قواعد مربوط به آن كند، اظهار مي كند. با اقتباس از واژگان گرايس، ما به اين مفروضاتي كه به صورتي تلويحي بيان مي شوند، مفاهيم ضمني مي گوييم.

Implicature

ص 388 : مفاهيم ضمني، دو منبع دارند. برخي مفاهيم ضمني، فرضياتي بافتي هستند كه انتظار بر آن بوده است كه شنونده، در پردازش محتواي گزاره اي آشكار پاره گفتار خود، از آنها استفاده كند: مانند تمام فرضيات بافتي. چنين مفاهيم ضمني از حافظه يا مشاهده محيط به دست مي آيند. سايرمفاهيم ضمني، دلالت هايي بافتي هستند كه انتظار بر اين بوده است كه شنونده، در فرايند بازيابي محتواي گزاره اي آشكار پاره گفتار، آنها را بازيابي كند:  مانند تمام دلالت هاي بافتي. اين مفاهيم ضمني به واسطه استنباط استقرايي، از محتواي گزاره اي آشكار پاره گفتار و بافت به دست مي آيند. هرچه مفهوم ضمني برجسته تر باشد، قدرت بيشتري خواهد داشت.

 

نقل قول غير مستقيم از صص حدود 350 تا 360:

در واقع به طور خلاصه مي توان گفت كه مدل رمزگانی ارتباطات، تفسير يك پاره گفتار، بدون در نظرگرفتن زمينه آن است و ممكن است نتيجه آن، درك نكردن درست يك مفهوم باشد ولي مدل استنباطی ارتباطات ، تفسير يك پاره گفتار، با در نظرگرفتن زمينه و شواهد آن، دانش خود و توان استدلال عام خود است و چون، رمزگذاری و رمزگشایی صرف پیام ها نيست، معمولا ما را به درك بهتري از مفهوم موردنظر فرستنده پيام، رهنمون مي شود.

 

بديهي است  در مورد مناظره ها نيز سعي بر آن بوده است تا با  توجه به مدل استنباطی ارتباطات، كار تحليل گفتمان صورت گيرد.

  

 

 

 

نوشته شده توسط علی بلاش آبادی در 11:20 |  لینک ثابت   • 

شنبه چهاردهم آذر 1388

مبارک بادتان این عید مسعود

به نوبه خودم  عید سعید غدیرخم را به تمامی ولایتمداران ایران اسلامی تبریک عرض می کنم. 

 

نوشته شده توسط علی بلاش آبادی در 20:1 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه بیست و پنجم آبان 1388

 

از ون دایک:

صص 29 و 30 :

هر سطح گفتمان، مفاهیم خاص خود را دارد. بدین ترتیب که در معناشناسی، ما اصطلاح خاصی برای اشاره به معنای کلی یک بند یا جمله داریم که گزاره خوانده می شود. بنابراین در حالی که نحو گفتمان بر ساختار صوری جمله ها تاکید دارد، معناشناسی گفتمان عمدتا به بررسی ساختار گزاره ها و مخصوصا رابطه میان گزاره ها  در گفتمان می پردازد.در این جا نیز مانند سایر سطوح گفتمان کاوی، ما با اصل نسبیت گفتمانی  روبروییم: طبق این اصل، هر گزاره یک متن یا گفت و گو تحت تاثیر گزاره های پیشین آن قرار دارد.

ص 32: با توصیف معنای گفتمان در سطح کلان آن، ما از دستور زبان و زبان شناسی سنتی فراتر می رویم و با مفاهیم گفتمانی خاصی نظیر سرفصل یا درون مایه روبرو می شویم. سرفصل های گفتمان( که با مبتداهای جمله ای فرق دارند) اصطلاحا معانی کلی گفتمان هستند که انسجام کلی(کلان) گفتمان را رقم می زنند. اگر ما سرفصل یا سرفصل های یک متن یا گفت و گو را مشخص کنیم، در واقع به سوالات پیش پا افتاده ای چون"او درباره چه چیزی صحبت می کرد یا می نوشت؟" پاسخ داده ایم؛ سوالاتی که به نتیجه و جان کلام یک گفتمان؛ یعنی مهم ترین اطلاعات موجود در آن مربوط می شوند.

نوشته شده توسط علی بلاش آبادی در 22:31 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه بیست و پنجم آبان 1388

هر سطح گفتمان، مفاهیم خاص خود را دارد. بدین ترتیب که در معناشناسی، ما اصطلاح خاصی برای اشاره به معنای کلی یک بند یا جمممله داریم که گزاره خوانده می شود. بنابراین در حالی که نحو گفتمان بر ساختار صوری جمله ها تاکید دارد، معناشناسی گفتمان عمدتا بع بررسی ش

نوشته شده توسط علی بلاش آبادی در 22:25 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه بیست و چهارم آبان 1388

برخلاف آنچه تصور می رفت، نمی شد در مناظره های دهم، شکل منسجم و پرداخته شده ای از شعارها، برنامه ها، انتقادات و نکته نظرات نامزدها را دید. برخلاف مصاحبه ها و کنفرانس های خبر یو مطبوعاتی آنها که اغلب با پاسخ های مشخص و مستقیم به سوالات همراه بود،در مناظره ها معمولا نامزدها، بی توجه به سوالی که مجری پرسیده است، شروع به صحبت و طرح مطالبی می کردند که در بسیاری از موارد، حتی موضوع بحث را به حاشیه می کشید یا موضوعات متعدد بدون ربط به یکدیگر را پیش می کشید.البته با توجه به ماهیت سخت رقابتی مناظره، قدری از این تشتت موضوعی قابل پیش بینی هم بوده باشد ولی توانایی کم مجری مناظره برای هدایت بحث ها و ملزم کردن نامزدها به انجام بحث های مشخص و منظم منطقی، مناظره ها را به سمتی برد که نامزدها غالبا با شناسایی نقاط ضعف اجرایی و گاه شخصی یا شخصیتی و جناحی یکدیگر و برای کسب امتیاز بیشتر در مناظره، آن ها را غیرعالمانه و بدون خیرخواهی و نقد دلسوزانه، به رخ حریف می کشیدند.

 

 

در مورد245 نفر از مردم شهرها، ماه ها پیش از انتخابات

قضاوت های پاسخگویان در مورد اجرای نامزدها در جریان مناظره های تلویزیونی، به عنوان واحد"ادراک بعدی" و رایی که پاسخگویان دادند، به عنوان واحد "رفتار بعدی" به خدمت گرفته شد. همان طور که پیش بینی شده بود، هر دو عنصر "نگرش-ادراک" و روابط"نگرش-رفتار" توسط "قابلیت فراخوانی نگرش" تعدیل شدند.

نوشته شده توسط علی بلاش آبادی در 22:24 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه بیست و چهارم آبان 1388

برخلاف آنچه تصور می رفت، نمی شد در مناظره های دهم، شکل منسجم و پرداخته شده ای از شعارها، برنامه ها، انتقادات و نکته نظرات نامزدها را دید. برخلاف مصاحبه ها و کنفرانس های خبر یو مطبوعاتی آنها که اغلب با پاسخ های مشخص و مستقیم به سوالات همراه بود،در مناظره ها معمولا نامزدها، بی توجه به سوالی که مجری پرسیده است، شروع به صحبت و طرح مطالبی می کردند که در بسیاری از موارد، حتی موضوع بحث را به حاشیه می کشید یا موضوعات متعدد بدون ربط به یکدیگر را پیش می کشید.البته با توجه به ماهیت سخت رقابتی مناظره، قدری از این تشتت موضوعی قابل پیش بینی هم بوده باشد ولی توانایی کم مجری مناظره برای هدایت بحث ها و ملزم کردن نامزدها به انجام بحث های مشخص و منظم منطقی، مناظره ها را به سمتی برد که نامزدها غالبا با شناسایی نقاط ضعف اجرایی و گاه شخصی یا شخصیتی و جناحی یکدیگر و برای کسب امتیاز بیشتر در مناظره، آن ها را غیرعالمانه و بدون خیرخواهی و نقد دلسوزانه، به رخ حریف می کشیدند. احمدی نژاد، مدعی بی تجربگی و ناآگاهی رضایی از ساختارهای اداری کشور شد. موسوی ، احمدی نژاد را دروغگو خواند و شیوه دولت نهم را مشخصا دروغ پرور و نفاق پرور نامید. رضایی اظهار داشت که در صورت ادامه این شیوه دولت، با خطرات جبران ناپذیری مواجه خواهیم شد؛ ضمن اینکه مدعی شد احمدی نژاد به نخبگان توجهی ندارد و ...

در واقع، بخش زیادی از بحث ها، یا خیلی کلی و یا

نوشته شده توسط علی بلاش آبادی در 22:23 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه بیست و چهارم آبان 1388

گونتر، بری(1384). روش های تحقیق رسانه ای: اندازه گیری مخاطبان، واکنش ها و تاثیر.(مینو نیکو، مترجم). تهران:اداره کل پژوهش های سیما.

تمایز اساسی بین روش شناسی های کمی و کیفی را می توان در جایگاه معنا در متون رسانه ها یافت. تحلیل محتوای کمی، بر معنایی ثابت از متون رسانه ها تاکید دارد که خوانندگان مختلف می توانند بارها با استفاده از چارچوبی ثابت، آن را شناسایی کنند.  روش های تحلیل محتوای کیفی، بر توان متون در انتقال معنای چندگانه که به گیرنده آن بستگی دارد، تاکید دارند(ص132).

ص 139: گفتمان درباره متون نوشتاری به کار برده شده است اما از آن در رسانه های دیداری و شنیداری نیز استفاده شده است. کاربرد آن در رسانه ها از برخی بررسی های نشانه شناختی نشات گرفت که سعی داشتند معنای زبان را بر مبنای فرضیات ایدئولوژیک نهفته آن ارزیابی کنند و تحلیل گفتمان، توجه خاصی به اجزای زبان شناختی رسانه ها دارد.

تحلیل گفتمان، مدعی است که "اخبار، بازنمایی جهان در زبان است..." هر آنچه می نمایاند، ساختاری از ارزش ها را تحمیل می کند که ریشه اجتماعی و اقتصادی دارد. ... همیشه راه های متفاوتی برای بیان یک مطلب واحد وجود دارد و آنها گزینه های تصادفی و اتفاقی نیستند. تفاوت های موجود در بیان خاص تمایزات ایدئولوژیک است و( و در نتیجه حاصل تفاوت های بازنمایی است)( فولر،1991، ص 4).

بنابراین، این روش تحلیل، تاکید می کند که از ساختار متن محتوای رسانه ها، می توان مواضع ایدئولوژیک پنهان، درک روابط قدرت و سطح علاقه و اقتدار تولیدکننده متن را تعیین کرد(وان دیجک، 1983).

ص 141: روال کار در بیشتر تحلیل های گفتمان، به صورت چند لایه و ترکیبی از چند روش است.  تحلیل های زبان شناختی خاص( مانند انتخاب کلماتی چون"آشوب" به جای "ناآرامی" یا جستجویی برای الگوهای متن) و راهبردهای معانی بیان و به دنبال آن تحلیل های مضمونی می آید.

یک مشکل تحلیل گفتمان این است که موضع انتقادی محققانی که از آن استفاده می کنند، می تواند شکل تحلیل ها را جانبدارانه سازد.

نوشته شده توسط علی بلاش آبادی در 22:19 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه بیست و چهارم آبان 1388

و آنها گزینه های تصادفی و اتفاقی نیستند. تفاوت های موجود در بیان خاص تمایزات ایدئولوژیک است و( و در نتیجه حاصل تفاوت های بازنمایی است)( فولر،1991، ص 4).

بنابراین، این روش تحلیل، تناکید می کند که از ساختار متن محتوای رسانه ها، می توان مواضع ایدئولوژیک پنهان، درک روابط قدرت و سطح علاقه و اقتدار تولیدکننده متن را تعیین کرد(وان دیجک، 1983).

ص 141: روال کار در بیشتر تحلیل های گفتمان، به صورت چند لایه و ترکیبی از چند روش است.  تحلیل های زبان شناختی خاص( مانند انتخاب کلماتی چون"آشوب" به جای "ناآرامی"

نوشته شده توسط علی بلاش آبادی در 22:7 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه بیست و چهارم آبان 1388

گونتر، بری(1384). روش های تحقیق رسانه ای: اندازه گیری مخاطبان، واکنش ها و تاثیر.(مینو نیکو، مترجم). تهران:اداره کل پژوهش های سیما.

تمایز اساسی بین روش شناسی های کمی و کیفی را می توان در جایگاه معنا در متون رسانه ها یافت. تحلیل محتوای کمی، بر معنایی ثابت از متون رسانه ها تاکید دارد که خوانندگان مختلف می توانند بارها با استفاده از چارچوبی ثابت، آن را شناسایی کنند.  روش های تحلیل محتوای کیفی، بر توان متون در انتقال معنای چندگانه که به گیرنده آن بستگی دارد، تاکید دارند(ص132).

ص 139: گفتمان درباره متون نوشتاری به کار برده شده است اما از آن در رسانه های دیداری و شنیداری نیز استفاده شده است. کاربرد آن در رسانه ها از برخی بررسی های نشانه شناختی نشات گرفت که سعی داشتند معنای زبان را بر مبنای فرضیات ایدئولوژیک نهفته آن ارزیابی کنند و تحلیل گفتمان، توجه خاصی به اجزای زبان شناختی رسانه ها دارد.

تحلیل گفتمان، مدعی است که "اخبار، بازنمایی جهان در زبان است..." هر آنچه می نمایاند، ساختاری از ارزش ها را تحمیل می کند که ریشه اجتماعی و اقتصادی دارد. ... همیشه راه های متفاوتی برای بیان یک مطلب واحد وجود دارد

 

نوشته شده توسط علی بلاش آبادی در 22:0 |  لینک ثابت   •